خرید بک لینک
مینویسم که شب تار سحر میگردد یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد روزهای زیادی عز رفتنت میگذرد،اما هنوز هم هوا سرد است،هنوز هم باران میبارد،هنوز هم وقتی دلتنگت میشوم ستاره ها را تماشا میکنم.هنوز خیالت با من است در من است.شبها در تنهایی اتاقم نامت را برای خودم و سکوت اتاقم زمزمه میکنم تا یادم نرود نام زیبایت را....هركجا واژه كم مي آورمتو را بلند به نام كوچكت صدا مي كنمبي بر

برچسب: معجزه, نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:16

ماه من از خانه بیرون میروم اما کجا امشب؟شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشبپشت ستون سایه ها روی درخت شهرمیجویم اما نیستی در هیچ جا امشبای ماجرای شعر و شبهای جنون منآخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟میدانم . آری . نیستی . اما نمیدانمبیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟هر شب تو را بی جستجو میافتم امانگذاشت بی خوابی به دستانم تو را امشبای ماجرای شعر و شبهای جنون منآخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟هر شب صدا

برچسب: نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:16

امام زمان , یار زمان دمی با دوست خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ طـراح مژده طرب :)) چـه مـسـتـیسـت ندانم کـه رو بـه مـا آورد که بـود سـاقـی و این بـاده از کـجـا آورد تـو نـیز بـاده بـه چـنـگ آر و راه صـحـرا گـیر که مرغ نغـمه سـرا سـاز خـوش نوا آورد دلا چـو غنچـه شـکایت ز کار بـسـتـه مکن کـه

برچسب: مژده, نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:16

تو میفهمی حال و هوای منو خبر داری از حس دلتنگیام تمام جهان چشم به راه تو بگو من کدوم سمت دنیا بیام به امید این که ی روزی بیای دعا میکنم با تمام وجود که ایکاش میشد ببینم تو رو که ایکاش هر روز من جمعه بود شبیه همین ماهی توی تنگ که با فکر دریا نفس میکشه تو دنیای دلواپسی های من فقط فکر تو مثه آرامشه چقد روز و شب بگذره تا بیای چقد بی تو دنیا دلگیر شه چقد چشم به راهت بمونم ولی نیای و ی روز دیگه م دیر شه

برچسب: دلتنگیام, نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:16

مینویسم که شب تار سحر میگردد یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد روزهای زیادی عز رفتنت میگذرد،اما هنوز هم هوا سرد است،هنوز هم باران میبارد،هنوز هم وقتی دلتنگت میشوم ستاره ها را تماشا میکنم.هنوز خیالت با من است در من است.شبها در تنهایی اتاقم نامت را برای خودم و سکوت اتاقم زمزمه میکنم تا یادم نرود نام زیبایت را....هركجا واژه كم مي آورمتو را بلند به نام كوچكت صدا مي كنمبي بر

برچسب: مادر, نویسنده: پرهام رنجبر تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی